تبلیغات
.:: یادداشت های عاشقانه پسر ایرونی ::. - به چه قیمتی... ؟! (رضا صادقی)
چهارشنبه 28 اسفند 1387

به چه قیمتی... ؟! (رضا صادقی)

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

به چه قیمتی گذشتی از شبهای خیس مهتاب
چی گذاشتیم از من و تو به جز آرزوی برآب
به چه قیمتی غرور رو سر راهمون کشیدیم
چرا لحظه های با هم بودن هامون رو ندیدیم
خوب من، ما هر دو باختیم توی این بازی بی خود
هردوتامون کم گذاشتیم که ترانه هامون هم مرد
چیزی از لحظه نمونده، من و تو لحظه رو کشتیم
حکم اعدام دل هامون رو با غرورمون نوشتیم

اگه دوستم نداری به روم نیار، یه چیزی از غرورم واسم بذار
نذار توی فکر تنهایی گم بشم، نذار حرف و حدیث مردم بشم

دلم رو اینقدر نشکن آخه این دل عاشقت بود
له نکن این قلب خون رو، آخه روزی لایقت بود
دلم رو اینقدر نسوزون مگه چی مونده از این دل
رفتی و با بی وفاییت زدی مهر نقص باطل
تو که دوست نداشتی باشی چرا آتیشم کشیدی
اون که توی خودخواهی هات مرد، دل من بود تو ندیدی
از توی خونه وجودم به چه آسونی پریدی
ریختن غرور این مرد رو ندیدی ، نشنیدی

اگه دوستم نداری به روم نیار، یه چیزی از غرورم واسم بذار
نذار توی فکر تنهایی گم بشم، نذار حرف و حدیث مردم بشم