تبلیغات
.:: یادداشت های عاشقانه پسر ایرونی ::. - غرور ...
چهارشنبه 28 اسفند 1387

غرور ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

" باران اشکهایم بر روی عکس تو جاری می شود و نوشته هایم را سیل اشکانم دربرمی گیرد و مرا به یاد آغوش گرمت که هیچ گاه در آن جایی نداشتم می اندازد . تو با نگاهت مرا اسیر خود کردی و با خشمت مرا می کشتی و با لبخندت مرا زنده می کردی ولی وقتی تو را از دست دادم برای همیشه مُردم و هیچ گاه مِهر هیچکس جز تو در قلبم نخواهد نشست. معنای عشق برایم تازه شد و دیگر نمی توانم در برابر آن مقاومت کنم و خود را تسلیم تو می کنم و شاید دیگر دیر شده باشد ولی این را بدان که دیگر جز تو به هیچکس فکر نخواهم کرد . شاید دلیل دوری من از تو این باشد که من نمی توانستم به تو بگویم دوستت دارم و این به دلیل غرور بی جای من است . " 5487