تبلیغات
.:: یادداشت های عاشقانه پسر ایرونی ::. - تو چه می دانی ...
شنبه 28 دی 1387

تو چه می دانی ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

تو چه می دانی این دل كه پشت پیراهنی از گل سرخ پنهان است، چقدر دلتنگ توست؟
اگر دیواره ی دهلیزهایش را ببینی كه با نام تو تزیین شده، اگر صدای تند وهیجان آلودش را بشنوی، آنگاه شاید كمی - فقط كمی- او را درك كنی.
تو چه می دانی كه این چشم كه از میان تیرهای مژگان و كمان ابروان ردپای تورا دنبال می كند، چقدر مشتاق دیدار توست؟
اگر خود را در آیینه اش تماشا كنی و رودهای گرمی كه دمادم از آن جاری می شوند ببینی آن وقت شاید كمی - فقط كمی - به او حق بدهی.
نه، تو اینها را نمی دانی. اگر می دانستی حتم داشتم حتی یك لحظه هم مرابا غم هایم تنها نمی گذاشتی و دلت نمی آمد كه شعر هایم را نخوانی.
كاش می دانستی كه هر قطره باران آیینه ای است كه می توانی عشق مرا به خودت در آن ببینی، آنگاه در روزهای بارانی هیچ گاه از قاب پنجره كنار نمی رفتی.....